نظر علي الطالقاني

521

كاشف الأسرار ( فارسى )

نقل شده كه چهل يا هفتاد گناه از جاهل آمرزند پيش از آن كه يك گناه از عالم بيامرزند . 113 و در تفسير قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ 114 ( انعام ) رسيده كه اين حجت بالغه اين است كه به عالم گويند چرا عمل نكردى و به جاهل گويند چرا ياد نگرفتى كه عمل كنى . 115 پس اى عزيز اگر مقصودت عمل نيست ، علم اخلاق و غير آن مخوان كه و اللّه ضررش بيشتر است به بديههء عقول و اخبار و آيات ، مثل وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً 116 و مثل فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَزادَتْهُمْ إِيماناً وَ هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ وَ أَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ . 117 و آيات بسيار است و شخص منصف را همين قدر زياد است . فالحمد للّه و المنّة له . اشاره در بيان وجوب اطاعت پيغمبر و امام ( ع ) است مثل اطاعت حق تعالى . چون دانستى كه غرض از خلقت انسان كامل شدن او است و غرض از خلقت هر چيز كامل شدن او است ، و دانستى كه كمال منحصر است در معرفت و محبت عالى و در خدمت او ، و دانستى كه نسبت به انسان احدى عالى نيست كه معرفت و خدمت او كمال باشد و ثمر كند مگر امام ( ع ) و پيغمبر ( ص ) و حق تعالى . حال گوئيم بدان كه منتهاى كمال و بهترين خدمت‌ها فدا شدن دانى است در راه عالى و جان بر كف دست در راه او نهادن است . زيرا كه معشوق ، ديهء عاشق و قاتل ، در گرو مقتول است . و حق تعالى به حسب تكوين نيز چنين قرار داده و هر عالى را قاهر و غالب بر دانى ساخته و او را واجب الاطاعه و مفترض الطاعه دانى قرار داده . و لهذا انسان بر همه طبقات حيوان قاهر و غالب است و مطاع و مولاى همه ايشان است ، بعضى مركب او و بعضى مأكول و مشروب او . و همهء نبات را بر حيوان حلال كرده و بر ايشان قاهر و غالب نمود . همچنين معصومين ( ع ) را بر ديگران قاهر و غالب ساخت و ايشان را رئيس و مطاع و سيّد و مولاى همه قرار داد . زيرا كه ايشان صاحب روح خامس‌اند كه روح عصمت و روح القدس باشد كه ديگران ندارند . حال گوئيم معنى واجب الاطاعه بودن معصوم ( ع ) نه همين است كه بفرمايد خدا اين را حلال كرده و آن را حرام و تو قبول كنى زيرا كه اين شأن ادنى راويان است . بلكه اين است كه علاوه بر اين ، هر چه به ميل خود بفرمايد ، واجب باشد . مثل اينكه بنشين و